
قیف فروش چیست و چگونه نرخ تبدیل را افزایش دهد؟
قیف فروش یا فانل فروش مفهومی اساسی در بازاریابی است که بهطور معمول بهعنوان یک مدل فرایندی برای توصیف روند خرید مشتریان استفاده میشود. تصور کنید که شما یک کسبوکار دارید که محصولات خود را به بازار عرضه میکنید. شما باید به مشتریان خود نشان دهید که محصولات یا خدماتتان ارزش خرید و استفاده دارند. […]
قیف فروش چیست و چگونه نرخ تبدیل را افزایش دهد؟
قیف فروش یا فانل فروش مفهومی اساسی در بازاریابی است که بهطور معمول بهعنوان یک مدل فرایندی برای توصیف روند خرید مشتریان استفاده میشود. تصور کنید که شما یک کسبوکار دارید که محصولات خود را به بازار عرضه میکنید. شما باید به مشتریان خود نشان دهید که محصولات یا خدماتتان ارزش خرید و استفاده دارند. در اینجا، قیف فروش یا فانل فروش بهعنوان یک مدل فرایندی برای مشخص کردن مراحلی است که مشتریان شما از اولین تعاملشان تا خرید محصولات شما طی میکنند.
در این بلاگ از مجله پارس هاست، ضمن بررسی دقیق قیف فروش، میگوییم که هر یک از مراحل فانل یا قیف فروش چیست و چگونه میتوانید با بهینهسازی هر یک از این مراحل، راهی مناسب برای بهبود درآمد خود پیدا کنید.
قیف فروش یا فانل فروش چیست؟
قیف فروش (بهانگلیسی: Sales Funnel) به مجموعهای از مراحل و فرایندهایی گفته میشود که کسبوکارها برای تبدیل بازدیدکنندگان و علاقمندان به مشتریان واقعی استفاده میکنند و طی آن مشتریان بهصورت گامبهگام از مرحله آگاهی تا خرید هدایت میشوند. در فرایند قیف فروش، بازدیدکنندگان از طریق مراحل مختلف با برند، محصولات و خدمات آن آشنا میشوند و سپس بهعنوان مشتریان واقعی خرید انجام میدهند.
قیف فروش در بازاریابی نیز همین فرایند را دنبال میکند، اما در قالب یک فرایند گستردهتر بازاریابی نمایش داده میشود. در این مسیر، بازدیدکنندگان با مراحل مختلف برند و محصولات آشنا میشوند و در نهایت به مشتریان واقعی تبدیل میشوند. بهطور کلی، هر دو فرایند با هدف تبدیل بازدیدکنندگان به مشتریان انجام میشوند.
مثالی از فانل فروش
فرض کنید شما یک کسب و کار آنلاین برای فروش محصولات دیجیتالی مانند دورههای آموزشی آنلاین دارید و برای جذب مشتریان جدید، از روشهای بازاریابی آنلاین همچون تبلیغات در شبکههای اجتماعی استفاده میکنید. در مرحله اول، قبل از شروع فانل فروش، مخاطبین شما ممکن است تبلیغ شما را ببینند و با آن آشنا شوند. در مرحله بعدی، شما میتوانید یک پیامک یا ایمیل به آنها ارسال کنید و آنها را به صفحه وب مربوطه ارجاع دهید که در آن محصولات شما بهتفصیل توضیح داده شدهاند.
در مرحله بعد میتوانید یک دوره آزمایشی رایگان ارائه دهید تا مخاطبین بهراحتی شروع به استفاده از محصول شما کنند و با آن آشنا شوند. سپس، از طریق بازاریابی محتوایی و ارائه محتوای ارزشمند یا نمونههایی از تجربه مشتریان قبلی، مخاطبین را متقاعد کنید که محصول شما بهترین گزینه برای نیازهایشان است. در نهایت، با ارائه تخفیفها و پیشنهادهایی جذاب، مخاطبین را به خرید محصول ترغیب کنید. بههمین ترتیب، شما مشتریان جدید را به صورت گامبهگام در فانل فروش خود هدایت کردهاید.

۵ مرحله یک فانل فروش موفق
در فانل فروش، مشتریان بهصورت مرحلهای و تدریجی با محصول یا خدمت شما آشنا میشوند، تاثیرپذیری خود را از آن بررسی میکنند و در نهایت، تصمیم به خرید محصول یا خدمت شما میگیرند. بهعبارت دیگر، فانل فروش بهمعنای سفر مشتری از لحظه شناخت محصول یا خدمت شما تا خرید آن است.
در علم بازاریابی، فرایند قیف فروش به پنج مرحله تقسیم میشود که شامل موارد زیر است:
۱. آگاهی از محصول: دراین مرحله، مشتری با نداشتن اطلاعات کافی، با نام محصول یا خدمات شما آشنا میشود.
۲. جذب توجه: در مرحله جذب توجه، باید علاقهمندی مشتری را جلب کنید و با ارائه اطلاعات دقیق، برای ایشان جذابیت ایجاد کنید.
۳. ارزیابی محصول: در ارزیابی محصول، مشتریان بهدنبال جزئیات بیشتر محصولات شما هستند و اطلاعات بیشتری در مورد آنها جمعآوری میکنند.
۴. تصمیمگیری: در این مرحله، مشتریان به تصمیمگیری نزدیکتر میشوند و احتمال خرید محصول شما بیشتر میشود.
۵. خرید و وفاداری: در این مرحله، مشتریان شما محصول را خریداری میکنند و به مشتریان وفادار شما تبدیل میشوند.
در ادامه هر کدام از مراحل را بهصورت کامل همراه با مثال برای درک بهتر موارد توضیح میدهیم:
مرحله اول فانل فروش: آگاهی از محصول
در این مرحله، هدف شما این است که مخاطبان را با محصول یا خدمات خود آشنا کنید و اطلاعات کافی در مورد آنها را ارائه دهید. برای این منظور، میتوانید بهکمک ابزار تولید محتوا از روشهای مختلفی مانند تبلیغات آنلاین، شبکههای اجتماعی، محتواهای آموزشی و مفید و نمایشگاهها استفاده کنید.
برای مثال، فرض کنید شما یک فروشگاه آنلاین دارید که دستگاههای الکترونیکی مختلفی مانند تلویزیون، لپ تاپ، تبلت و موبایل را بهفروش میرسانید. در این مرحله، شما میتوانید تبلیغات آنلاینی را بهروشهای مختلفی مانند تبلیغات گوگل، برای جذب توجه کاربران به محصولات خود استفاده کنید. شما میتوانید تبلیغات گوگل را در قسمت بالای صفحه جستجو در سایتهایی که مخاطبان هدف شما را دارند منتشر کنید و با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط با محصولات و خدمات خود سعی کنید بهدنبال خریداران و جامعه هدف خود، باشید.
بهعلاوه، میتوانید از شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام و فیسبوک نیز برای معرفی محصولات خود استفاده کنید و اطلاعات لازم را در مورد آنها ارائه دهید.
مرحله دوم فانل فروش: جلب توجه مخاطبان هدف
این مرحله بهمعنای جلب توجه مشتریان به محصول یا خدمات شما است. در این مرحله، شما برای مشتریان خود باید یک جذابیت ایجاد کنید و آنها را بهسمت خود جذب کنید. برای این منظور، لازم است مزیتهای محصول یا خدمات خود را با دقت و بهشکلی جذاب و قابل فهم برای مخاطبانتان توضیح دهید.
برای جلب توجه مشتری نیز میتوانید از روشهای مختلفی استفاده کنید، مانند:
- استفاده از عناوین جذاب و پرطرفدار
- ارائه اطلاعات مفید و جامع درباره محصول یا خدمات خود
- استفاده از تصاویر و ویدئوها جذاب و متناسب با محصول یا خدمات خود
- ارائه نمونههای موفقیتآمیز از محصول یا خدمات خود
- استفاده از شواهد و مطالعات مستقل برای اثبات کیفیت و اعتبار محصول یا خدمات خود
شما با استفاده از این روشها میتوانید توجه مخاطبان خود را بهسمت محصول یا خدمات خود جلب کنید و آنها را به مرحله بعدی فانل فروش هدایت کنید و یک قدم به تکمیل مسیر تبدیل مشتری نزدیک شوید.
مرحله سوم فانل فروش: ارزیابی محصول
در این مرحله فانل فروش، ارزیابی محصول یکی از مراحل مهم است که در آن مشتریان بهدنبال جزئیات بیشتر و مفید دربارهی محصولات شما هستند تا بتوانند تصمیم به خرید بهتری بگیرند. در این مرحله، باید روی اطلاعات دقیق و کامل درباره محصولات خود تمرکز کنید تا بتوانید نیازهای مشتریان را برطرف کنید.
برای مثال، فرض کنید شما یک کسبوکار آنلاین دارید که سرویسهای میزبانی وب میفروشید. در مرحله اول فانل فروش، مشتریان با نام و برند شما آشنا میشوند و شاید به یکی از محصولات شما علاقهمند شوند. در مرحله دوم، با ارائه اطلاعات ویژگیهای محصول و مزایای آن، مشتریان را متقاعد به خرید محصول خود میکنید.
حال، در مرحله ارزیابی محصول، مشتریان برای تصمیمگیری بهدنبال اطلاعات بیشتری در مورد محصول هستند. برای نمونه، شاید به جزئیات بیشتری در مورد انواع پلنها یا مشخصات فنی محصول علاقهمند باشند. بنابراین بهتر است در این مرحله، جزئیات دقیق و کاملی در مورد محصولات خود را در اختیار مشتریان قرار دهید تا اطمینان حاصل کنند که خریدی مناسب انجام میدهند. شما میتوانید اطلاعات مفید درباره مواد تشکیل دهنده محصولات، نحوه استفاده و روش اصلاح را به مشتریان ارائه دهید.
در فرایند قیف فروش، بازدیدکنندگان از طریق مراحل مختلف با برند، محصولات و خدمات آن آشنا میشوند و سپس بهعنوان مشتریان واقعی خرید انجام میدهند.
مرحله چهارم فانل فروش: تصمیمگیری
در مرحله چهارم یعنی مرحله تصمیمگیری، مشتریان به نزدیک شدن به تصمیم خرید محصول شما میرسند. این بدان معناست که پس آشنایی مشتریان با محصولات شما، به مرحله تصمیمگیری نزدیک میشوند و ممکن است به خرید محصول شما نیز علاقهمند شوند.
برای مثال، فرض کنید شما یک فروشگاه اینترنتی دارید که خدمات هاست و سرور ارائه میدهید. در مرحله قبلی، یعنی در مرحله آگاهی، مشتریان با محصولات شما آشنا شدند و اطلاعات لازم را درباره آنها جمع آوری کردند. حال، در مرحله تصمیمگیری، ممکن است این مشتریان بهدنبال اطلاعات بیشتر درباره قیمت، جزئیات تکنیکی و امکانات محصولات شما باشند. اگر این اطلاعات را برایشان فراهم کنید و از این طریق به نیازها و علاقهمندیهای آنها پاسخ دهید، احتمال خرید محصول شما افزایش مییابد.
مرحله پنجم فانل فروش: اقدام به خرید و وفاداری
مرحله پنجم یک قیف فروش، بهعنوان مرحله اقدام و وفاداری مشتری شناخته میشود. در این مرحله، هدف شما باید این باشد که بعد از خرید، مشتریان را بهدنبال خود نگه دارید و آنها را به خریدهای بعدی تشویق کنید.
برای این منظور میتوانید از روشهای مختلفی استفاده کنید؛ بهعنوان مثال:
۱. ارائه خدمات پس از فروش: میتوانید با ارائه خدمات پس از فروش، مشتریان را به کسبوکار خود وفادارتر کنید. آگاهی از نیازهای مشتریان و رفع مشکلات آنها به شما در جذب و نگهداشت آنها کمک میکند.
۲. تخفیفهای ویژه: با ارائه تخفیفهای ویژه به مشتریان قدیمی میتوانید آنها را به خریدهای بعدی تشویق کنید.
۳. ارائه محصولات جدید: با اطلاعرسانی به مشتریان درباره محصولات جدید و بهروز، مشتریان را به خریدهای بعدی تشویق کنید.
۴. ارتباط مستمر با مشتریان: با ارتباط مستمر با مشتریان، از جمله ارسال خبرنامهها و پیامهای تبریک، میتوانید آنها را به خود وفادار نگه دارید و به خریدهای بعدی تشویق کنید.
۵. تجربه خرید مثبت: با ایجاد یک تجربه خرید خوشایند، مشتریان هم به برند شما وفادار میمانند و هم برای خریدهای بعدی برمیگردند. تجربه خرید مثبت میتواند شامل ارسال سریع و رایگان، بستهبندی شیک و حرفهای، یا حتی امکان بازگشت آسان و رایگان کالا باشد؛ همه اینها حس اعتماد و رضایت بیشتری به مشتری میدهد.

تقسیم بندی انواع مشتری در یک قیف فروش
در قیف فروش تعدادی دسته از مشتریان وجود دارد که شامل:
۱. مشتری بالقوه (Potential Customer)
این دسته از مشتریان، افرادی هستند که بهنوعی به محصول یا خدمات ارائهشده توسط شرکت علاقهمندند، اما هنوز خرید نکردهاند. برای جذب این دسته از مشتریان، شرکت باید استراتژیهای مناسب برای کسب اعتماد و جلب توجه آنها را انتخاب کند.
۲. سرنخ فروش (Sales Lead)
این دسته از مشتریان با شرکت تماس گرفتهاند و نشان دادهاند که به خرید محصول یا خدمات علاقه دارند. برای این گروه نیاز است که شرکت با استفاده از استراتژیهای مناسب، آنها را به خرید تشویق کند و با ارائه خدمات و محصولات با کیفیت و قیمت مناسب، رضایت و اعتماد آنها را جلب کند.
۳. فرصت فروش (Sales Opportunity)
این دسته از مشتریان، کسانی هستند که قبلا خرید از شرکت را تجربه کردهاند و اکنون بهدنبال خرید مجدد هستند. برای این دسته از مشتریان، شرکت باید با استفاده از استراتژیهای مناسب، رضایت و اعتماد آنها را حفظ کند و با ارائه محصولات و خدمات جدید، آنها را به خرید تشویق کند.
۴. مشتری بالفعل (Current Customer)
این دسته از مشتریان، افرادی هستند که پیشتر از شرکت خرید کردهاند و اکنون نیز در حال استفاده از محصول یا خدمات شرکت هستند. برای این دسته از مشتریان، شرکت باید با استفاده از استراتژیهای مناسب، رضایت و اعتماد آنها را حفظ کند و با ارائه خدمات پشتیبانی باکیفیت، بهروزرسانی محصول، پیشنهادهای ویژه و برنامههای وفاداری، ارتباط بلندمدت و ارزشمند ایجاد کند. هدف اصلی، تبدیل مشتریان بالفعل به مشتریان وفادار و طرفدار برند است که نهتنها خریدهای تکراری انجام میدهند، بلکه شرکت را به دیگران معرفی میکنند.
بر اساس اعلام وبسایت Amra & Elma:
“The average sales funnel conversion rate across all industries stands at 2.35%, with high-performing businesses reaching over 5.31%.”
«میانگین نرخ تبدیل قیف فروش در تمام صنایع ۲.۳۵٪ است، در حالی که کسبوکارهای با عملکرد بالا به بیش از ۵.۳۱٪ میرسند.»
مزایا و اهمیت استفاده از روش قیف فروش در یک تجارت
قیف فروش، بهعنوان یکی از روشهای فروش محصولات و خدمات در تجارت، دارای مزایا و اهمیتی است که میتوانیم آنها را بهشرح زیر بیان کنیم:
۱. پایداری دستورالعمل فروش: در قیف فروش، مشتریان بهصورت منظم و بر اساس دورههای زمانی مشخص، به شما پرداخت میکنند. بههمین دلیل، شما میتوانید برنامهریزی بهتری برای تولید، تامین و توزیع محصولات داشته باشید.
۲. استقرار رابطه با مشتریان: این روش فروش شما را بهسمت رابطه بلندمدت با مشتریان هدایت میکند؛ زیرا مشتریان بهطور منظم و بر اساس دورههای زمانی مشخص، با شما تعامل دارند.
۳. پایداری درآمد: با اینکه در ابتدا سود کمتری را بهدست میآورید، اما در طولانی مدت، درآمد پایداری خواهید داشت. این روش فروش تضمین میکند که شما بهصورت دائمی و با استفاده از یک منبع مالی پایدار، درآمد بیشتری کسب کنید.
۴. افزایش اعتماد مشتریان: با ارائه خدمات مستمر به مشتریان، اعتماد آنها به شما افزایش مییابد. این روش فروش شما را بهسمت افزایش رضایت مشتری و افزایش اعتبار و اعتماد مشتریان هدایت میکند.
۵. کاهش هزینههای بازاریابی: با استفاده از قیف فروش، بهراحتی میتوانید هزینههای بازاریابی خود را کاهش دهید، زیرا نیازی به جذب مشتریان جدید نخواهید داشت.
بنابراین، اهمیت قیف فروش در تجارت از دیدگاه تضمین پایداری درآمد، استقرار رابطه با مشتریان، کاهش هزینههای بازاریابی و افزایش اعتماد مشتریان بسیار مهم است.
بهینهسازی و اندازهگیری موفقیت قیف فروش
بهینهسازی و سنجش عملکرد قیف فروش یکی از ارکان اصلی استراتژی فروش و بازاریابی هر کسبوکار است. این کار به شرکتها کمک میکند نقاط ضعف را شناسایی کنند، تغییرات مختلف را آزمایش کنند و در نهایت نرخ تبدیل را افزایش دهند.
راهکارهای بهینهسازی قیف فروش
برای بهینهسازی قیف فروش، چند نکته کلیدی وجود دارد:
- درک عمیق مشتریان: شناخت نیازها، اهداف و مشکلات مشتریان کمک میکند قیف فروش مؤثرتر طراحی شود.
- تعدیل مداوم قیف: قیف فروش باید با تغییرات بازار، محصولات و خدمات شرکت بهروزرسانی شود.
- تست A/B: آزمایش عناصر مختلف مانند سرصفحهها، تصاویر، فراخوانهای عمل و قالب محتوا در صفحات فرود، کمپینهای ایمیلی و پروموت کردن، به تصمیمگیری مبتنیبر داده کمک میکند.
- بهبود تجربه کاربری: طراحی روان و شهودی صفحات وب و فرود، بهویژه برای موبایل، اصطکاک مشتری را کاهش میدهد.
- جلوگیری از نشت قیف: با حفظ تعامل مستمر و بازاریابی محتوایی مرتبط و جذاب، سرنخها قبل از تبدیل شدن به مشتری واقعی، قیف را ترک نمیکنند.
- اتوماسیون بازاریابی و فروش: استفاده از نرمافزارهای اتوماسیون پاسخ سریع، پیگیری خودکار و اجرای کمپینهای هدفمند را آسان میکند.
- تراز پیامها با مراحل سفر مشتری: ارائه اطلاعات مناسب در هر مرحله، تجربه مشتری را بهبود میبخشد.
اندازهگیری موفقیت قیف فروش
اندازهگیری عملکرد قیف فروش با پیگیری معیارهای کلیدی انجام میشود:
- نرخ تبدیل: درصد بازدیدکنندگان که به سرنخ، مشتری بالقوه و نهایتا مشتری واقعی تبدیل میشوند.
- تعداد سرنخها: تعداد سرنخهای وارد شده و زمان لازم برای پیشرفت آنها در مراحل مختلف.
- هزینه جذب: کل هزینههای بازاریابی و فروش برای جذب سرنخها و مشتریان.
- ارزش طول عمر مشتری: میزان درآمدی که یک مشتری در طول رابطه با شرکت ایجاد میکند.
- کل درآمد و میانگین اندازه معامله: مجموع درآمد حاصل از فروش و میانگین مبلغ هر معامله.
- نرخ جریان: میانگین زمان سرنخها در هر مرحله از قیف.
- نرخ برد: درصد معاملات موفق از کل معاملات موجود.
- نرخ حفظ مشتری: درصد مشتریانی که پس از اولین خرید، دوباره با شما معامله میکنند و وفاداری خود را نشان میدهند.
ابزارهایی مانند Google Analytics و نرمافزارهای مدیریت قیف فروش و CRM کمک میکنند تا مسیر مشتری و نقاط گیر احتمالی شناسایی شوند. داشبوردهای فروش امکان پیگیری عملکرد در زمان واقعی و تحلیل دادهها را فراهم میکنند.
با بررسی منظم این معیارها، کسبوکارها میتوانند نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی و قیف فروش خود را بهمرور زمان تقویت کنند تا بیشترین نرخ تبدیل حاصل شود.
قیف فروش B2B و B2C ؛ تفاوتها و استراتژیهای مؤثر
در دنیای بازاریابی و فروش، قیفهای فروش B2B (کسبوکار به کسبوکار) و B2C (کسبوکار به مصرفکننده) تفاوتهای قابل توجهی دارند. این تفاوتها شامل اهداف، فرایند تصمیمگیری، طول چرخه فروش و نوع محتوای مورد نیاز است. درک این تفاوتها برای طراحی استراتژیهای موفق حیاتی است..
B2C (کسبوکار به مصرفکننده)
قیفهای B2C بهطور معمول متمرکز بر افراد و تصمیمگیرندههای تکنفره هستند و تصمیمات خرید بیشتر بر اساس ترجیحات شخصی و مزایای فوری گرفته میشوند.در نتیجه:
- چرخه فروش کوتاهتر است و شامل نقاط تماس کمتری میشود.
- مصرفکنندگان به محتوای سریع، بصری و جذاب علاقه دارند و کمتر وقت خود را برای مطالعه محتوای طولانی صرف میکنند.
محتوای مناسب در مراحل مختلف:
ابتدای قیف (آگاهی): محتوای غیررسمی و احساسی که مشکلات واقعی مشتریان را حل کند، مانند:
- بازاریابی شبکههای اجتماعی
- اینفوگرافیکها
- ویدئوها
- پستهای کوتاه وبلاگ
استراتژیهای جذب سرنخ:
- مسابقات در شبکههای اجتماعی
- ارائه نمونه یا آزمایش رایگان
- کمپینهای ایمیلی شخصیسازیشده
- اعلانهای Push Notifications
مرحله ارزیابی و نهایی کردن خرید:
- تمرکز بر مزایای عاطفی و سبک زندگی محصول
- استفاده از تاییدیههای اجتماعی مانند نظرات و توصیفات مشتریان
قیفهای فروش B2B (کسبوکار به کسبوکار)
قیفهای B2B رهبران حرفهای، مدیران و سهامداران را هدف قرار میدهند و فرایند تصمیمگیری در آنها پیچیدهتر و طولانیتر است. ویژگیهای اصلی:
- تصمیمگیری بر اساس نیازهای تجاری و بازگشت سرمایه (ROI)
- چرخه فروش طولانی و درگیر کردن چندین تصمیمگیرنده
محتوای مناسب در مراحل مختلف:
ابتدای قیف (آگاهی): محتوای رسمی و تخصصی برای نشان دادن تخصص شرکت، شامل:
- مقالات وبلاگی تخصصی
- گزارشها و راهنماهای عمیق
- وبینارهای آموزشی
- مطالعات موردی
- گفتگوی زنده
مرحله ارزیابی و نهایی کردن خرید:
- تاکید بر ارزیابی دقیق و مذاکره
- ارائه اطلاعات کامل، نمایشهای زنده محصول و جلسات حضوری
- تمرکز بر پشتیبانی شخصی، روابط بلندمدت و ارتباطات شفاف
در مجموع، قیف فروش B2C سریع و احساسی است، در حالی که B2B پیچیده و مبتنیبر اطلاعات و روابط طولانی مدت است. طراحی محتوای مناسب و استراتژی هدفمند برای هر نوع قیف، کلید موفقیت در فروش و بازاریابی است.
مدلهای مرتبط با قیف فروش و تفاوتهای آنها
در دنیای امروز فروش و بازاریابی، موفقیت هر کسبوکار تا حد زیادی به درک درست مسیر مشتری و فرایندهای فروش بستگی دارد. علاوهبر قیف فروش، مدلها و چارچوبهای مختلفی برای تحلیل و بهینهسازی این مسیرها وجود دارد که هر کدام دیدگاه خاصی ارائه میدهند. از جمله مهمترین آنها میتوانیم به پایپلاین فروش، مدل AIDA، مدل ۵A، فلایویل و مسیر تصمیمگیری مصرفکننده مککنزی (CDJ) اشاره کرد.
شناخت تفاوتها و مزایای هر مدل، کمک میکند تا کسبوکارها بتوانند استراتژیهای فروش و بازاریابی خود را دقیقتر طراحی کنند، نرخ تبدیل را افزایش دهند و تجربهای ارزشمند برای مشتریان ایجاد کنند. هیچ مدلی بهتنهایی بهترین نیست. کسبوکارها بسته به اهدافشان باید از ترکیب این چارچوبها استفاده کنند؛ چه در طراحی کمپینهای بازاریابی، چه در مدیریت تیم فروش یا چه در ایجاد وفاداری مشتری. تمام این مدلها در جدول زیر با یکدیگر مقایسه شدهاند.
| مدل | تمرکز اصلی | مراحل/فرایند | نوع مدل | نکته کلیدی |
| قیف فروش (Sales Funnel) | مسیر مشتری | آگاهی ← علاقه ← بررسی ← تصمیم ← خرید | خطی | نشان میدهد مشتری چگونه حرکت میکند و در کجا ریزش دارد |
| پایپلاین فروش (Sales Pipeline) | مسیر فروشنده | جذب سرنخ ← صلاحیتسنجی ← جلسه/تحلیل نیاز ← ارائه ← مذاکره ← بستن قرارداد | خطی | نشان میدهد فروشنده چه اقداماتی انجام میدهد تا معامله پیش رود |
| AIDA | متقاعدسازی مشتری | توجه ← علاقه ← تمایل ← عمل | خطی | برای طراحی پیامهای تبلیغاتی و جذب مشتری مناسب است، اما رفتار پیچیده مشتریان امروز را کامل نشان نمیدهد |
| ۵A | تجربه مشتری دیجیتال | آگاهی ← جذب ← پرسش ← اقدام ← حمایت | غیرخطی | بازتابدهنده مسیر تحقیق و تعامل مشتریان و تأثیر شبکههای اجتماعی |
| فلایویل (Flywheel) | رشد و حفظ مشتری | جذب ← تعامل ← رضایت ← ارجاع | دایرهای/چرخشی | مشتریان نقطه پایان نیستند؛ رضایت آنها باعث جذب مشتریان جدید میشود |
| مسیر تصمیمگیری مصرفکننده مککنزی (CDJ) | سفر خرید دیجیتال و پیچیده | بررسی اولیه ← ارزیابی فعال ← لحظه خرید ← تجربه پس از خرید ← حلقه وفاداری | غیرخطی | وفاداری و تعامل پس از خرید به اندازه تصمیم اولیه اهمیت دارد |
۱. پایپلاین فروش
پایپلاین فروش یا کاریز فروش (Sales Pipeline) یک تصویر واضح از مراحلی است که فروشنده طی میکند تا یک مشتری بالقوه را به خریدار واقعی تبدیل کند.
اگر بخواهیم ساده بگوییم، پایپلاین مثل یک چکلیست داخلی برای تیم فروش عمل میکند. هر مرحله یک اقدام مشخص دارد که باید قبل از ورود به مرحله بعد تکمیل شود:
۱. جذب سرنخ: پیدا کردن مشتریان بالقوه.
۲. صلاحیتسنجی: تشخیص اینکه مشتری واقعا مناسب است یا نه.
۳. جلسه یا تحلیل نیازها: شناخت چالشها و اهداف مشتری.
۴. ارائه/پیشنهاد: معرفی راهحلی متناسب با نیاز مشتری.
۵. مذاکره: بررسی شرایط، قیمت و رفع اعتراضها.
۶. بستن قرارداد: نهایی کردن یا از دست دادن معامله.
برخی شرکتها حتی مرحله پیگیری پس از فروش، فروش مکمل و نگهداشت مشتری را هم به پایپلاین اضافه میکنند. پایپلاین یک ابزار درونی برای تیم فروش است تا بتوانند معاملات را مدیریت کنند، درآمد آینده را پیشبینی کنند و گرههای موجود در مسیر فروش را پیدا کنند.
در مقابل، قیف فروش نگاه بیرونی دارد و روی مسیر مشتری تمرکز میکند. این مدل نشان میدهد که مشتریان از اولین لحظه آشنایی با برند تا خرید نهایی چه مراحلی را طی میکنند و در کدام قسمتها ریزش دارند. بهعبارت دیگر، قیف فروش به ما کمک میکند رفتار مشتری را بهتر بشناسیم و بفهمیم چه چیزی بر تصمیم او اثر میگذارد.
اگر فقط روی قیف تمرکز کنید، میدانید مشتری چه مسیری را طی میکند، اما نمیدانید تیم فروش چه اقداماتی برای هدایت او انجام داده است. از طرف دیگر، اگر فقط پایپلاین را بررسی کنید، فعالیتهای فروشندگان مشخص است اما دلیل ریزش مشتریان نامشخص میماند. ترکیب این دو دیدگاه بهترین نتیجه را بههمراه دارد، چون هم رفتار مشتری و هم عملکرد فروشندگان را روشن میکند.
در نهایت باید گفت پایپلاین فروش و قیف فروش رقیب یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هماند. یکی به شما میگوید مشتری چه مسیری را طی میکند و دیگری نشان میدهد فروشنده چه کارهایی انجام میدهد. شما با همراستا کردن این دو میتوانید نوعی استراتژی بسازید که هم مشتریان جدید را جذب کند، هم آنها را در مسیر خرید بهدرستی هدایت کند تا حتی پس از خرید هم ارتباطی پایدار با آنها ایجاد شود.
۲. مدل AIDA ؛(توجه، علاقه، تمایل، عمل)
مدل AIDA یکی از قدیمیترین و سادهترین چارچوبهای بازاریابی است که نشان میدهد چگونه میتوانیم مشتری را گامبهگام متقاعد کنیم:
۱. توجه: جلب نظر با تبلیغات، محتوا یا کمپینها.
۲. علاقه: ایجاد کنجکاوی و درگیر نگه داشتن مشتری.
۳. تمایل: برانگیختن احساس نیاز یا علاقه شدید به محصول.
۴. عمل: هدایت به خرید، ثبتنام یا اقدام دیگر.
این مدل خطی است و برای طراحی پیامهای متقاعدکننده مناسب است، اما رفتار پیچیده و تحقیقمحور مشتریان امروزی را بهطور کامل نشان نمیدهد.
۳. مدل ۵A ؛(آگاهی، جذب، پرسش، اقدام، حمایت)
مدل ۵A که توسط فیلیپ کاتلر معرفی شد، رفتار مشتریان در عصر دیجیتال را توضیح میدهد؛ زمانی که خریداران منفعل نیستند و خودشان بهدنبال اطلاعات و نظرات میروند.
۱. آگاهی: مشتریان با برند آشنا میشوند.
۲. جذب: علاقه یا ارتباط عاطفی پیدا میکنند.
۳. پرسش: تحقیق و مقایسه میکنند، نظر دیگران را میپرسند.
۴. اقدام: خرید یا تعامل انجام میدهند.
۵. حمایت: وفادار میشوند و برند را به دیگران معرفی میکنند.
نکته: برخلاف AIDA، این مدل غیرخطی است و واقعیت امروزی یعنی تحقیق، بررسی و تاثیر شبکههای اجتماعی را بهتر بازتاب میدهد.
۴. مدل فلایویل (Flywheel)
مدلی که توسط هاباسپات محبوب شد، فلایویل جایگزینی برای قیف سنتی است. در این مدل، مشتریان نقطه پایان فرایند نیستند، بلکه در مرکز رشد قرار دارند.
- چرخهای از جذب → تعامل → رضایت است.
- بهجای اینکه مشتریان از قیف خارج شوند، مشتریان راضی باعث جذب مشتریان جدید از طریق بازخرید، ارجاع و تبلیغ دهان به دهان میشوند.
- بر حفظ مشتری، خدمات پس از فروش و وفاداری تمرکز دارد.
فلایویل تغییر از ذهنیت معاملهای به ذهنیت رابطهمحور را نشان میدهد.
۵. مدل مسیر تصمیمگیری مصرفکننده مککنزی (CDJ)
شرکت مشاورهای مککنزی مدل CDJ را معرفی کرد تا مسیر خرید دیجیتال و پیچیده امروز را بهتر توصیف کند.
مراحل این مسیر عبارتند از:
۱. بررسی اولیه: برندهایی که مشتری ابتدا در ذهن دارد.
۲. ارزیابی فعال: اضافه و حذف برندها در حین تحقیق.
۳. لحظه خرید: انتخاب نهایی.
۴. تجربه پس از خرید: استفاده و رضایت از محصول.
۵. حلقه وفاداری: مشتریان راضی بلافاصله خرید بعدی را انجام میدهند، بدون اینکه دوباره به مرحله ارزیابی برگردند.
این مدل نشان میدهد که وفاداری و تعامل پس از خرید بهاندازه مرحله انتخاب اولیه اهمیت دارد.
قیف فروش؛ کلید افزایش نرخ تبدیل و وفاداری مشتریان
در این مطلب مفهوم فانل چیست را بررسی کردیم و متوجه شدیم قیف فروش ابزاری کلیدی برای هدایت مشتریان از آشنایی تا خرید است و با بهینهسازی مراحل آن میتوانیم نرخ تبدیل و رضایت مشتری را افزایش دهیم. تفاوتهای B2B و B2C اهمیت طراحی استراتژی متناسب با مخاطب را نشان میدهد: سرعت و جذابیت محتوا در B2C و دقت و روابط بلندمدت در B2B اهمیت دارد.
استفاده همزمان از مدلهای مکمل مانند پایپلاین، AIDA، ۵A، فلایویل و CDJ به بهبود هم رفتار مشتری و هم عملکرد تیم فروش کمک میکند و رشد پایدار و وفاداری مشتریان را تضمین میکند.
پارس هاست، با بیش از ۲٠ سال سابقه فعالیت در ارائه خدمات هاستینگ، سرور و دامنه، آماده است تا بهترین سرویسها را با کیفیت بالا و پشتیبانی تخصصی شبانهروزی در اختیار شما قرار دهد. همچنین شما با استفاده از سرویس سایت ساز ایرانی پارس هاست میتوانید وبسایت حرفهای خود را بسیار سریع و با هزینهای ارزان راهاندازی کنید و کسبوکار خود را آغاز کنید.
سوالات متداول
١. قیف فروش چیست؟
قیف فروش (Sales Funnel) مدلی است که مسیر مشتری از آشنایی با محصول تا خرید نهایی را نشان میدهد و به کسبوکارها کمک میکند مراحل تبدیل سرنخ به مشتری را مدیریت کنند.
٢. تفاوت قیف فروش و پایپلاین فروش چیست؟
قیف فروش بر رفتار مشتری تمرکز دارد، در حالی که پایپلاین فروش مسیر فروشنده و اقدامات او برای پیشبرد معاملات را نمایش میدهد.
٣. مراحل اصلی یک قیف فروش چیست؟
بهطور معمول شامل پنج مرحله است: آگاهی، جذب، ارزیابی، تصمیم، خرید و وفاداری.
۴. چرا بهینهسازی قیف فروش مهم است؟
بهینهسازی قیف باعث افزایش نرخ تبدیل، کاهش نشت سرنخها و بهبود تجربه مشتری میشود و درآمد پایدار ایجاد میکند.
۵. تفاوت قیف فروش B2B و B2C چیست؟
B2C سریعتر و احساسی است و بیشتر به مزایای فوری توجه دارد، در حالی که B2B پیچیده و طولانی است و نیازمند تحلیل دقیق، روابط بلندمدت و اطلاعات کامل است.
۶. چه محتوایی در قیف فروش B2C موثر است؟
محتوای کوتاه، بصری و احساسی مانند ویدئوها، اینفوگرافیکها، پستهای شبکههای اجتماعی و نمونههای رایگان.
٧. چه محتوایی در قیف فروش B2B مناسب است؟
محتوای تخصصی و رسمی مانند مقالات، گزارشها، وبینارهای آموزشی، مطالعات موردی و جلسات حضوری یا آنلاین برای بررسی نیازهای مشتری.
٨. مدلهای مکمل قیف فروش کدامند؟
پایپلاین فروش، AIDA، ۵A، فلایویل و مسیر تصمیمگیری مصرفکننده (CDJ) که هر کدام دیدگاه متفاوتی ارائه میدهند و کمک به بهبود استراتژی فروش و بازاریابی میکنند.
٩. چگونه موفقیت قیف فروش را اندازهگیری کنیم؟
با معیارهایی مانند نرخ تبدیل، تعداد سرنخها، هزینه جذب، ارزش طول عمر مشتری (CLTV)، نرخ برد، نرخ جریان و نرخ حفظ مشتری.
١٠. چگونه میتوانم وفاداری مشتری را افزایش دهم؟
با ارائه خدمات پس از فروش، تخفیفهای ویژه، اطلاعرسانی محصولات جدید، تجربه خرید مثبت و ارتباط مستمر با مشتریان میتوانید وفاداری مشتریان خود را به برندتان بیشتر کنید.
۰